تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)3) خاطرات و مصاحبه های دانشجویان پیرو خط امام / 2)3)2) خاطرات دانشجویان پیرو خط امام / تلاش خط سازش براي بيرون آوردن دانشجويان مسلمان پيرو خط امام از لانه جاسوسي آمریکا

تلاش خط سازش براي بيرون آوردن دانشجويان مسلمان پيرو خط امام از لانه جاسوسي آمریکا

تلاش خط سازش براي بيرون آوردن دانشجويان مسلمان پيرو خط امام از لانه جاسوسي آمریکا

از خاطرات سيد محمد هاشم پوريزدانپرست

از دانشجويان خط امام

در نخستسن روز تسخير لانه جاسوسي عليرغم استقبال مردمي از اقدام دانشجويان، هنوز لازم بود روشنگري هاي فراواني انجام شود و لذا اطّلاعيّه هاي متعدّدي توسط دانشجويان منتشر شد و مردم از طريق رسانه هاي عمومي در جريان عمليات تسخير لانة جاسوسي و كساني كه به اين امر اقدام نموده بودند و هدف اصلي آنان كه اعتراض به بردن شاه به آمريكا و اعتراض به دخالت در امور داخلي ايران بود، قرار بگيرند.

در اوّلين روز تسخير و طی چند ساعت، هفت اطّلاعيّه منتشر شد و دانشجويان در يك مصاحبة مطبوعاتي نیز چگونگي تسخير لانة جاسوسي و اهداف خود را بيان داشتند.

امام موافقت خواهند کرد یا نه؟

امّا عليرغم اين روشنگري ها، دانشجويان خط امام  شديداً دچار دلهره بودند. دلهرة آنان نيز بي جا نبود، از يك سو چنانچه امام اين قضيه را نمي پذيرفتند، بايد سريعاً سفارت را ترك مي كردند و از سوي ديگر از سوي دولت مردان دولت موقّت شديداً تحت فشار بودند. آنان مدام از دانشجويان مي خواستند كه گروگان ها را رها كرده و سفارت را تخليه نمايند و با امتناع دانشجويان، حتّي پاي تهديد نيز توسط آنان پيش كشيده شد و لذا ممكن بود به نيروهاي انتظامي دستور بيرون كردن دانشجويان را بدهند و آنوقت موضوع مبارزه با آمريكا به يك دعواي داخلي و اختلاف و زد و خورد با نيروي انتظامي خودي كشيده مي شد.

از سوي ديگر رئيس دولت و وزير خارجه اش و بعضي از شخصيّت هاي ديگر مرتبط با آنان، با تلفن هاي بي شمار به دفتر امام ايشان را شديداً تحت فشار قرار داده بودند. آنان بيان مي کرده بودند كه: « اين ها به اسم شما رفته اند و اين كار را كرده‌‌اند و مملكت دارد از هم مي پاشد و سفارت آمريكاست و مسئلة ساده اي نيست، پاي حيات و ممات انقلاب در كار است.»

هدف آنان نيز اين بود كه خود امام، موضوع تسخیر سفارت آمریکا را حل كند و دستور خروج دانشجويان را بدهد.

ابراهبم اصغرزاده يكي از اعضاي شوراي اصلي دانشجويان خط امام در این رابطه اينچنين بیان کرده است:

… فشار ارگانهای انتظامی و فشار شخصیّتهای لیبرال روی ما زیاد شد، از جمله یکی از آقایان بزرگوار که حالا در شرایط بعد که تاریخ لانه بخواهد نوشته بشود شاید نام ایشان را در آن ذکر نماییم، در همان غروب روز اوّل چند مرتبه به محل سفارت تلفن زدند و ابتدا به ما توصیه کردند که:« من پدر شما هستم. بیایید بیرون. شما حرفتان را زدید» و در مرحلة بعد به صورت تهدید که:« من دستور میدهم نیروهای انتظامی حمله کنند داخل سفارت و شما را دستگیر کنند».  همین فشارها که به لانة جاسوسی می آمد همین وضعیّت هم در بیت امام در قم بود. یعنی تلفنهای بی شماری توسط دولت موقّت، خود وزیر خارجه اشان( دکتر ابراهیم یزدی) و خود نخست وزیرشان( مهندس مهدی بازرگان) و شخصیّتهای مختلف به قم [ امام] زده میشد که: « آقا! اینها به اسم شما رفته اند و این کار را کرده اند و مملکت دارد از هم میپاشد و اینکه سفارت آمریکا در ایران تصرّف بشود یک مسئلةساده ای نیست. پای انقلاب در کار است.». به دفتر امام نیز این را گفته بودند.

….. در آن لحظات بحرانی و در حالی که وضعیّت روحی و روانی بچّه های داخل لانه بسیار سنگین بود و از طرفی تلفن پیچ هم شده بودیم. با فرا رسیدن غروب و تاریکی هوا، نگرانی بچّه ها  افزایش یافته بود. همه در بیرون لانه دچار ابهام بودند و ما خیلی نگران بودیم که نکند خلاصه دولت موقّت با قدرتی که دارد به نیروهای انتظامی دستور بدهد و اینها به هر حال به لانه حمله کنند. در چنین وضعیّت روحی همان شب احمد آقا تلفن زدند از قم و  و معلوم بود که ایشان و دفتر امام در قم هم با همان فشارهای تلفنها روبرو بوده اند. این تلفنها و مطالبی که طی این تماسها رد و بدل میگردید از اهمیّت خاصی بر خوردار بود. امام با اینکه به واسطة آقای خوئینیها به صورتی اجمالی در جریان قرار گرفته بودند، امام حتّی فشاری که بر روی بچّه ها بود را گویا احساس کرده بودند و دقیقاً متوجّه شده بودند که بچّه ها در سفارت تحت فشار هستند. به همین دلیل به حاج احمد آقا فرموده بودند که از قم به آقای خوئینیها زنگ بزنند و ایشان طی این تماس تلفنی گفتند که: امام فرموده اند که بچّه ها نگران نباشند. جای بسیار خوبی را گرفته اند. حالا نکند یک وقتی ول کنند و بیرون بیایند». این خبر وقتی همان شب اوّل بین بچّه ها پخش شد اصلاً قضیّه فرق کرد و آن حالت نگرانیها و تشویش ها و اعصاب خرد شدنها، بر طرف شد و بدین ترتیب قضیّه، از فاز دانشجویی اعتراض آمیز به فاز بالای انقلاب آورده شد[1].

با اصرار دولتمردان برای خروج دانشجویان خط امام و نیز تهدید آنان، آقاي خوئینیها نيز از سوي دانشجويان با دفتر امام تماس گرفته و مطالبي را اجمالاً در رابطه با تسخیر لانة جاسوسی و کسانی که اقدام به این عمل نموده اند و اهداف آنان به اطّلاع امام رسانده بودند.

در اين تماسها براي هر دو طرف يعني « دانشجويان» و « امام»، معلوم مي شود هر دو شديداً تحت فشار هستند و امام از اينكه چنين تلاشي را مشاهده مي كنند پي به اهميّت موضوع مي برند. ایشان در این رابطه چنین فرموده اند[2]:

باز ريشه هاي فاسد به فعّاليّت افتاده بودند كه ما هم يك دخالتي بكنيم و جوان ها را بگوئيم كه شما بيرون بيائيد از آنجائي كه رفتند.


[1]– به ماهنامة سیاسی، فرهنگی، اجتماعی،  « بیان» به مدیر مسئولی حجّت الاسلام سیّد علی اکبر محتشمی، مهر و آبان 1369 شماره های 5 و6 ص  15- 8 مصاحبه با سه تن از دانشجویان خط امام، ابراهیم اصغر زاده، حبیب بیطرف و رضا بهزادیان) مراجعه شود

[2]صحيفة نور، ج 10 صفحه 140 تاريخ: 14/8/58

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

روایت عزت الله ضرغامي رئیس صدا و سیما و از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از سیزده آبان 58 و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا برای اعتراض به بردن شاه به آمریکا

روایت عزت الله ضرغامي رئیس صدا و سیما و از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از سیزده آبان 58 و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا برای اعتراض به بردن شاه به آمریکا

روایت عزت الله ضرغامي رئیس صدا و سیما و از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از سیزده آبان 58 و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا برای اعتراض به بردن شاه به آمریکا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *